دوسالی هست که بچه مذهبی رویاهام مرد.دوسالی هست که دنیای آرمانیم خاکستری شد...
بچه مذهبی ودروغ!فحش!تهمت!...!
وقتی وارد جمعای خصوصی میشی تازه میفهمی چه خبره!نه اینکه من خوب باشما،نه،فکر میکردم اونا خیلی خوبن.شایدم من اشتباه میکردم و خیلی آرمانی بودم.آخه به قول یه دوست انسان واجب الخطاست!!!
فکر میکردم تو اول انجام دادن کارا دعوا میشد!فکر میکردم هرکی یه احساس تکلیف شدید میکنه و ازاینکه دیگران بواسطه رفتارش ناراحت بشن ناراحت میشه...
شاید من اشتباه میکنم!وقتی کمک کردن به دیگران حمالی حساب بشه،دلسوزوندن سادگی باشه...
چی فکر می کردم چی شد...

